تبليغاتX
همیشه در اوج
« در نظر آنانکه پرواز نمی دانند هرچه بیشتر اوج بگیری کوچک تر به نظر می رسی »
یک سوال فیزیک

.

.

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/27ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط همیشه در اوج | 
شــــریــک

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/24ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط همیشه در اوج | 

رابطه‌ی خوش‌بینی و موفقیت در زندگی

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/21ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط همیشه در اوج | 

چطور میتوان به شادی دست یافت؟

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/20ساعت 10:20 قبل از ظهر  توسط همیشه در اوج | 

برادر

 
مردي يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود.

شب عيد هنگامي كه از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد.

نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟"
سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است".

پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه سکه اي بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..."
البته مرد كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود وي را به لرزه درآورد:
" اي كاش من هم مانند برادر شما بودم."
مرد مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با يك انگيزه آني گفت: "دوست داري با ماشين يه گشتي بزنيم؟"
"اوه بله، دوست دارم."
تازه راه افتاده بودند كه پسر با چشماني كه از خوشحالي برق مي زد، گفت: "آقا، مي شه خواهش كنم كه بري به طرف خونه ما؟"
مرد لبخند زد. او خوب فهميد كه پسر چه مي خواهد بگويد. او مي خواست به همسايگانش نشان دهد كه توي چه ماشين بزرگ و شيكي به خانه برگشته است.

اما باز هم در اشتباه بود.. پسر گفت: " بي زحمت اونجايي كه دو تا پله داره، نگه داريد."
پسر از پله ها بالا دويد و چيزي نگذشت كه برگشت، اما او ديگر تند و تيـز بر نمي گشت.

او برادر كوچك فلج و زمين گير خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روي پله نشاند و به طرف ماشين اشاره كرد :
"
اوناهاش، مي بيني؟ درست همون طوريه كه طبقه بالا برات تعريف كردم، برادرش عيدي بهش داده و او حتي سکه اي بابت آن پرداخت نكرده، داداش يه روزي من هم يه همچو ماشيني به تو هديه خواهم داد، اونوقت مي توني براي خودت بگردي و چيزهاي قشنگ ويترين مغازه هاي شب عيد رو، همان طوري كه هميشه برات شرح مي دم، ببيني."
مرددر حالي كه اشكه اي گوشه چشمش را پاك مي كرد از ماشين پياده شد و پسربچه ها را در ماشين نشاند و سه تائي رهسپار گردشي فراموش ناشدني شدند.  

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/18ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط همیشه در اوج | 

شما مهندسید یا مدیر!
(داستانک طنز)

مردی سوار بر بالن در حال حرکت بود. ناگهان به یاد آورد قرار مهمی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید: «ببخشید آقا! من قرار مهمی دارم، ممکن است به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرار می رسم یا نه؟»

مرد روی زمین: «بله، شما در ارتفاع حدود 6 متری در طول جغرافیایی 87,24,18 و عرض جغرافیایی 37,32,41 قرار دارید».

مرد بالن سوار: «شما باید مهندس باشید!».

مرد روی زمین: «بله، از کجا فهمیدید؟».

مرد بالن سوار: «چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟!».

مرد روی زمین: «شما باید مدیر باشید!».

مرد بالن سوار: «بله، از کجا فهمیدید؟».

مرد روی زمین: «چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسؤلیت آن را دیگران بپذیرند. واقعیت این است که شما هنوز در موقعیت قبلی هستید. هرچند ممکن است من در بیان موقعیت شما چند میلی متری خطا داشته باشم».

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/15ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط همیشه در اوج | 

هزینه عشق واقعی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/12ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط همیشه در اوج | 

نجات از جهنم

آدمی بد کار به هنگام مرگ فرشته ای را دید که نزدیک در دروازه های جهنم ایستاده بود.
فرشته ای به او گفت:
یک کار خوب در زندگیت انجام داده ای و همان به تو کمک خواهد کرد. خوب فکر کن چی بوده! مرد به یاد آورد که یک بار هنگامی که در جنگل مشغول رفتن بود عنکبوتی را سر راهش دید و برای آنکه آن را زیر پا له نکند مسیرش را تغییر داد. فرشته لبخند زد و تار عنکبوتی از آسمان پایین آمد و با خود مرد را به بهشت برد. عده ای از جهنمی ها نیز از فرصت استفاده کرده تا از تار بالا بیایند. اما مرد آنها را به پایین هل داد مبادا که تار پاره شود. در این لحظه تار پاره شد و مرد دوباره به جهنم سقوط کرد.


فرشته گفت: افسوس! تنها به فکر خود بودن همان یک کار خوبی را که باعث نجات تو بود ضایع کرد.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/11ساعت 8:20 قبل از ظهر  توسط همیشه در اوج | 
نیکی و بدی از منظر بزرگان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/08ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط همیشه در اوج | 

رمز و راز واژه های زشت و زيبا در زندگی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/07ساعت 9:35 قبل از ظهر  توسط همیشه در اوج | 

الكساندر فلمينگ

کشاورز فقیر اسکاتلندی بود و فلمینگ نام داشت.

يك روز، در حالي كه به دنبال امرار معاش خانواده اش بود، از باتلاقي در آن نزديكي صداي درخواست كمك را شنید، وسايلش را بر روي زمين انداخت و به سمت باتلاق دوید...

پسری وحشت زده که تا كمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد مي زد و تلاش مي كرد تا خودش را آزاد كند.

فارمر فلمينگ او را از مرگي تدریجی و وحشتناك نجات می دهد...

 

روز بعد، كالسكه اي مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسید.

مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسري معرفي کرد كه فارمر فلمينگ نجاتش داده بود.

 اشراف زاده گفت: " مي خواهم جبران كنم شما زندگي پسرم را نجات دادی".

کشاورز اسکاتلندی جواب داد: " من نمي توانم براي كاري كه انجام داده ام پولی بگيرم".

در همين لحظه پسر كشاورز وارد كلبه شد.

اشراف زاده پرسید: " پسر شماست؟"

كشاورز با افتخار جواب داد:"بله"

با هم معامله مي كنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل كند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردي تبديل خواهد شد كه تو به او افتخار خواهي كرد...

پسر فارمر فلمينگ از دانشكده پزشكي سنت ماري در لندن فارغ التحصيل شد و همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر الكساندر فلمينگ كاشف پنسيلين مشهور شد...

سال ها بعد، پسر اشراف زاده به ذات الريه مبتلا شد.

چه چيزي نجاتش داد؟  پنسيلين !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/05ساعت 9:38 قبل از ظهر  توسط همیشه در اوج | 

من باور دارم ... 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/03ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط همیشه در اوج | 

مثبت اندیشی و سرماخوردگی

مردم خیرخواه، خوش اخلاق، خوشبین و افراد علاقمند به ارتباط با نزدیکان خود دچار سرماخوردگی و آنژین نمی شوند و یا اینکه بیماری برای آنها بسیاری سطحی خواهد بود و خیلی سریع بهبود می یابند.

به نقل از ریانوستی، در عین حال پزشکان می گویند که بدبینی، زودرنجی و

 

خشونت نه تنها سبب به هم ریختن اعصاب می شوند بلکه سیستم ایمنی بدن را نیز به هم ریخته و مقاومت ارگانیزم در برابر عفونتهای فصلی را کاهش می دهند.

نزاویسیمایا گازیتا در گزارشی در این ارتباط می نویسد: همچنین مردان عصبانی، تحت فشار و خشن بیش از سایرین در معرض بیماری های قلب و عروق و ابتلا به دیابت هستند.

پزشکان در بررسی های خود نکته جالب دیگری را نیز مشاهده کرده اند و آن این است که افراد شیک پوش دچار سرماخوردگی نمی شوند و روحیه خوب به عنوان ایمنی بدن در خدمت آنهاست.

پزشکان آمریکایی چند توصیه می کنند: نباید بیش از یک یا دو روز در رنج و سختی روانی به سر برد و نباید جلوی اشک را گرفت زیرا به عقیده آنها با ریزش اشک نه تنها آرامش عاطفی ایجاد می شود، بلکه سموم بدن نیز خارج می شوند.

همچنین به عقیده این پزشکان لبخند با عنایت به اینکه تولید هورمون شادی را تحریک می کند لذا برای تحکیم کننده سیستم دفاعی بدن مفید است.

همچنین در تحقیقات این پزشکان آمده است که نباید عواطف منفی را انباشته کرد و باید سعی داشت تا روش هایی برای تخلیه آنها -البته نباید سر اطرافیان- پیدا کرد.

آنها برای این کار خواندن مطالب خنده دار، تماشای برنامه های طنز و گوش دادن به لطایف را توصیه می کنند.

این روزنامه روسی در پایان علاوه بر موارد فوق عنوان کرده است که نوازش و عشق نیز دفاعی در برابر بیماری هاست، نوازش، همانند قطره داروی درمانی است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/02ساعت 10:15 قبل از ظهر  توسط همیشه در اوج | 

ده روش برای معذرت خواهی

وضعیت این گونه می باشد.سکوت....... جوابهای سربالا......پریشان خاطری........ در این شرایط می خواهید موی سر خود را بکنید. واقعا دیگر فکری به ذهن تان نمی رسد که چه بکنید.عذر خواهی از همسر یا نامزدتان ممکن است مشکل به نظر برسد بخصوص زمانی که بر سر مسئله یا موضوعی با هم چندین بار مخالفت کرده باشیدو ممکن است در خود توان گفتن متاسفم را نبینید. هر چند هر کاری را که فکر می کردید به او می فهماند از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده اید.این مطالب چندین روش جهت عذر خواهی مطرح شده است این به روش ها حل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب خواهد انجامید ......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/01ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط همیشه در اوج | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام به بازدید کنندگان عزیز:
به وبلاگ "همیشه در اوج" خوش آمدید.
امیدوارم مطالب این وبلاگ برای شما مفید واقع بشه
به امید موفقیت روزافزون

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
منتظران صاحب الزمان
دنیای باورهای مثبت
باورهای استوار
روانشناسی
بامداد
آئین زندگی
روانگر لحظه ها
گفتارهای حکیمانه
جزیره موفقیت
نجوای خاموش
چند کیلو امیدواری
تا بیکران پرواز کن
افکار تبدیل می شود به اجسام
دل تنگیهای آدمی را باد ترانه ای می خواند
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
روانشناسی موفقیت
Future Team
زندگی بهتر
مع الخلق الی الحق
روانشناسی مدرن
موفقیت نامحدود
ندای مشاور
کبوتر خانه
دنیای N.L.P
صدای آشنا
آینده بهتر
استاد ایلیا
محبت(رز)
قوانین طلایی موفقیت
ازدواج موفق
لمس
یاس
موفقیت یک اتفاق نیست
روان شناسی برای همه
خدا هست
راه مثبت نگری
یک گذر
عشق و دیگر هیچ
محبت
آزمون یار پویا (علوم رفتاری)
شقایق
حقیقت ناگفته
مدیریت حرفه ای زندگی
فکر برتر
جای پای خدا
لحظه ها و احساس
اگر تنها ترین تنها شوم
کوتاه اما خواندنی
قله های موفقیت
کلاغ راست مغز
گنجینه موفقیت
موفقیت نامحدود
چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
روانشناسی عشق
نسیم وصل
آفتاب
بزرگترین لینک باکس تخصصی روانشناسی
راز شاد زیستن
اندکی عاشق تر
اوج قاصدکها (رهایی)
نیروی خلاق
تقدیر را با تدبیر تغییر دهیم
دانستنیهای روانشناسی
انسانیت (طهورا)
انجمن ماوراء
شبنم عشق
رنگین کمان شادی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar